تبلیغات
ایستگاه صلواتی رزمندگان گردان انصار الرسول بهشت زهرای تهران گلزار شهدا میدان یادمان شهیدان لشکر27 محمدرسول الله قطعه 40 - مطالب فروردین 1394
 
ایستگاه صلواتی رزمندگان گردان انصار الرسول بهشت زهرای تهران گلزار شهدا میدان یادمان شهیدان لشکر27 محمدرسول الله قطعه 40
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
درباره وبلاگ


"بسم رب الشهداء والصدیقین"
گلزار شهدا مامن و ملجاء مادرانی غریب است که سالها با اشک دیده غبار از سنگ مزار فرزندانشان شسته اند و پناهگاه پدرانی است که همراه با سنگ مزار عزیزانشان، قامتشان نیز شکست... در این وبلاگ قصد داریم شرحی بر عملکرد رزمندگان گردان انصار الرسول از لشگر بیست و هفت محمد رسول الله "صلوات الله علیه" درایستگاه صلواتی واقع در گلزار شهدای تهران واقع در بهشت زهرا سلام الله علیها- قطعه 40 داشته باشیم.
این عاشقان جان سوخته و جامانده همچنان به عشق دوستان شهیدشان در فضایی صمیمی خدمات خوب و ارزنده ای به زائرین گلزار شهدا ارائه می دهند...

مدیر وبلاگ : گردان انصار الرسول

دیـباچه عشق و عاشقی باز شود

دلهــا همه آماده ی پرواز شود

بــا بــوی معطــر مــاه رجب

شور و شعف خدایی آغاز شـود

 صدای دیر آشنایی از آن سوی ملکوت می آید. صدای هلهله و شادی آسمانیان. صدای دعوت و بشارت، طنین آواز ملکوتیان است. پیغام دعوت آورده اند و تمام ذرات هستی را به میهمانی می خوانند. صدای پا می آید. صدای پای مبارک نیایش و مناجات. صدای پای آمرزش و بخشش. پیداست که میهمانی برپاست. میهمانی ای از جنس نور و عشق و حضور. صدا می آید. صدای روح بخش و قدسی ماه رجب. صدای جوشش چشمه مهربانی ها و بخشش ها. چشمه ای گوارا و سفید، به پاکی و سفیدی دل های دست نخورده کودکی هایمان؛ دل های خط نخورده و بی تکلیف. چشمه ای شیرین، به شیرینی عسل خوش گوارای بندگی و عبودیت. خوان گسترده رحمت الهی همه جا در برابر عالمیان گشوده شده است. همه ذرات تشنه دیدارند. با حضور در چنین لحظه ها و دقایق نورانی، چگونه در غبار لحظه ها ساکن شویم و با بوی ماه رجب همراه نگردیم؟ چگونه این فرصت و این دم را غنیمت نشماریم؟ اگر این ماه نبود، لحظه های خالی ذهنمان نجوای نمناک خدایی شدن را کم داشت.

 حلول ماه مبارک  رجب، ماه مناجات و بندگی و ماه خانه تکانی دل ها، بر مشتاقان کوی دوست مبارک باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام باقر(ع) : تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو، اگر مدحت کنند شاد مشو و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص167

 

چشمه جاری شکافنده علم ‏ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه حوزه‏ ها و دانشگاه‏ ها سفره تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می‏داریم.

 

ولادت پنجمین نور ولایت، امام محمدباقر(علیه السلام) مبارک باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

      السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

اولین باری که به نعمت‌الله خانی  برخوردم، ابتدای سال 1362 و در گردان الحدید بود. در آن مقطع، عده‌ای از بچه‌های قدیمی و بسیجی‌ها خبرة گردان‌ها را برای آموزش فرماندهی در قالب گردان الحدید به پادگان ابوذر در سرپل‌‌ذهاب اعزام کرده بودند. نعمت‌الله هم از دوکوهه همراه ما به پادگان ابوذر آمده بود. من در آن‌جا با این برادر عزیز آشنا شدم. فیزیک صورت و حال و هوای عادی نعمت‌الله، مرا به اشتباه انداخته بود و من فکر می‌کردم او از تیپ‌های خلاف و داش‌مشتی قبل از انقلاب است که حالا به جمع بسیجیان پیوسته‌اند؛ امّا هر چه می‌گذشت، کم‌کم به صفای قلب و لطافت روح او پی می‌بردم.
یادم هست قبل از عملیات کربلای یک، در منطقة رودخانة گاوی، وقتی پس از سخن‌رانی حاج‌آقا پروازی، یکی از برادران ذاکر، مصیبت حضرت زهرا (س) را ‌خواند، نعمت‌الله خانی دچار حال عجیبی شد و من با این‌که خودم هم به این روضه حساس هستم، سرگرم تماشای نعمت‌الله و حال زیبای او شده بودم. آن‌روز حس کردم این ضجه و گریة خالصانة او حتماً درخواست مهمّی به‌دنبال دارد.
یک‌سال بعد از این ماجرا و قبل از عملیات کربلای 5، نعمت‌الله پیش من آمد و گفت که مایل است در عملیات با هم باشیم. گردان انصارالرسول در شب عملیات با استعداد 3 گروهان وارد منطقة عملیاتی شد. در پشت خاکریز مقدم، قرار بر این شد که گروهان جهاد، نیروی احتیاط بماند و گروهان‌های هجرت و شهادت به خط دشمن بزنند. محمد پوراحمد، همراه گروهان شهادت به راه افتاد و بنده همراه گروهان هجرت به سمت دشمن حرکت کردم. نعمت‌الله و یک بیسیم چی با من بودند. گروهان هجرت. به ستون به سمت خاکریز دشمن حرکت کرد. من در اواسط ستون بودم و دقّت می‌کردم تا ابتدا و انتهای ستون را ببینم. درست به ‌یاد دارم هنگامی که آخرین نفر از بچه‌های گروهان از خاکریزی که در پشت سر ما بود، وارد دشت شد و قبل از این‌که گروهان برای ضربة نهایی خود را به خاکریز دشمن برساند، یکی از تیربارهای دشمن که بر روی تانک مستقر بود، شروع به تیراندازی کرد و من با چشم خود دیدم که نفر اول ستون افتاد و به شهادت رسید. ابتدا فکر کردم حسین دهلوی (شهید) است؛ چون گروهان هجرت دو دسته داشت که مسئول دستة‌ اول، دهلوی بود؛ ولی بعداً متوجه شدم اولین نفر، پیک او بوده که برادرزادة خودم. حسین سیدآقامدنی  بود. در همین لحظه، تیربارهای متعدد دشمن از سراسر خاکریز شروع به تیراندازی کردند و دشت را به جهنمی از آتش تبدیل کردند. صحنة عجیبی که در این لحظه دیدم، شلیک گلولة مستقیمی بود که درست در راستای ستون، 7 یا 8 نفر از بچه‌ها را به شهادت رساند. نعمت‌الله در سمت چپ من، و بیسیم چی در سمت راستم بود. همه زمین‌گیر شده بودیم و امکان حرکت وجود نداشت. تانک‌ها وحشیانه به روی دژ آمده بودند و با نورافکن‌های روشن به  دنبال محل‌های تجمع نیروهای ما می‌گشتند و بی‌امان شلیک می‌کردند. یکی از بچه‌های ستون زخمی شده بود و من به کسی گفتم که زخم او را ببندد. این لحظه، یعنی لحظة شهادت نعمت‌الله،‌ یکی از وحشتناک‌ترین صحنه‌هایی است که در جنگ دیده‌ام. در آن لحظه، تیربارها از فرق سر تا نوک پای بچه‌ها را در تیررس خود داشتند و برای ما هیچ‌گونه جان‌پناهی وجود نداشت. تمام حجم آتش، روی دو گروهان در دشتی کاملاً مسطح متمرکز شده بود. ناگهان یکی از تانک‌ها، تیر مستقیمی به سمت گروه 5 ـ 6 نفرة ما شلیک کرد. من به سمت چپ و راست نگاهی افکندم. ناگهان دیدم سر شهید خانی به سرعت به سمت بالا رفت و خیلی زود پایین افتاد. من که خودم هم دچار موج‌گرفتگی و گیجی شده بودم، چند بار نعمت را صدا زدم و تکانش دادم؛ جواب نداد. وقتی مطمئن شدم که این تکان شدید سر نعمت بر اثر برخورد ترکشی بزرگ به سر و صورتش او بوده و او در دم به شهادت رسیده، تازه متوجه پهلوی چپ خودم شدم. از زیر بغل و پهلویم خون سرازیر بود. پس از ساعتی بی‌حالی یا بیهوشی متوجه شدم که چند نفر مرا به سمت عقب منتقل می‌کنند.
 
 منبع:  ماآن جابودیم 

کتاب خاطرات رزمندگان گردان انصارالرسول لشکر27



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
     السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام   










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

أدنی الکُفر أن یَسمَعَ الرَّجُلُ مِن أخیهِ الکَلِمَةَ فَیَحفَظَها عَلَیهِ یُریدُ أن یَفضَحَهُ بِها.


کمترین کفر این است که انسان از برادرش سخنی

بشنود و آن را نگه دارد تا او  را با آن سخن رسوا کند.


                         وسایل الشیعه، ج17، ص211


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

     السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

در شب عملیات کربلای یک، گردان انصار از محل اردوگاه جنگی که در کنار رودخانة گاوی قرار داشت، به سمت دشمن حرکت کرد. لحظاتی بعد، در مقابل تانک‌های عراقی قرار داشتیم. ما به راحتی آن‌ها را می‌دیدیم؛ ولی به کمک خداوند و تأثیر آیة «و جعلنا من بین ایدیهم سدا و...» که ورد زبان همة بچه‌ها در شب‌های عملیات بود، دشمن آن‌چنان کور و کر شده بود که ما به راحتی تا زیر پای آن‌ها جلو رفتیم و توانستیم در یک غافل‌گیری بزرگ و با تلفات بسیار کم، منطقة مورد نظر را آزاد کنیم و چند روز در همان جا پدافند کردیم.
در مرحلة بعدی، هنگام عزیمت به سمت دشمن، سوار بر یک نفربر زرهی به نام خشایار شدیم و چون شمار بچه‌ها زیاد و خشایار کم بود، گروهی از بچه‌ها از جمله من روی خشایار  نشستیم. خشایار حرکت کرد و آمادة گذشتن از خاکریز خودی بود که ناگهان خمپاره‌ای زوزه‌کشان از راه رسید و درست روی خشایار منفجر شد. بچه‌ها همه به اطراف پرت شدند. گروهی شهید و شمار بیشتری زخمی شده بودند؛ امّا من همچنان روی خشایار نشسته بودم. وقتی دود و گرد و خاک حاصل از انفجار کم شد، تاریکی شب به دنبال بچه‌هایی که زخمی یا شهید شده بودند، ‌گشتیم. همان‌جا برادران کریمی و رضا قربانی و چند نفر دیگر به شهادت رسیده بودند. در همین حین، صدای «یا حسین» ضعیفی به گوشم رسید. به ‌طرف صدا حرکت کردم. یکی از بچه‌ها را دیدم که وضع بسیار وحشتناکی داشت و تمام بدنش تکه پاره شده بود. او را به درستی نشناختم. چفیه‌ام را در آوردم و آن‌ را در بالای پای راستش که خون آن سرازیر بود، بستم؛ امّا دیدم چفیه محکم نمی‌شود و گره آن بالا می‌آید. آن را به ران پای چپش بستم. باز هم دیدم نمی‌شود. متوجه شدم که هر دو پایش قطع شده است. برانکاردی پیدا کردیم، او را روی برانکارد گذاشتیم و به سمت آمبولانس فرستادیم. همان‌جا یکی دیگر از برادران بسیجی گردان به ‌نام علی نصیریان را دیدم که از ناحیة پا زخمی شده بود؛ ولی خودش بدون کمک کسی به سمت عقب می‌رفت. فردای آن روز متوجه شدم آن دوستی که بدنش تکه‌پاره شده بود، جانباز عزیز بایرام عباس‌پور بود که هم‌اکنون در بین ما هست و به حول و قوة الهی، بدون دو پا و یک دست، به فعالیت‌های روزمرة خویش مشغول است؛ ولی برادر بسیجی، معلم اخلاق، علی نصیریان که خودش با پای خود به سمت عقب رفت، به شهادت رسید. راستی که هر چه خدا خواست، همان می‌شود.

 

منبع:  ما آنجا بودیم

کتاب خاطرات رزمندگان گردان انصارالرسول لشکر27



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

حضورگرم  امیرسرلشکر عطا الله صالحی فرمانده کل ارتش در گلزارشهدای بهشت زهرا (س)   وبازدید از یادمان شهیدان سرافراز و خط شکن لشکر 27 محمدرسول الله  وایستگاه صلواتی رزمندگان گردان انصارالرسول (س) باعث مسرت و خوشحالی  خادمین شهدا گردید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

        السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

          در  پگاه   و   صبح   روزی غم فزا                   کز  درون  فریاد  می  زد  العزا
          دست  نامردی  بر  آمد  ز  آستین                   زد  به  قلب  فاتح  فتح  المبین

          آه  و  دردا   کان   گل  بیخار  رفت                   از سرِ  ما سرور  و سردار رفت
          مالک   اشتر   به   رهبر    بود   او                   تیغ  حیدر،   تیغ  حیدر   بود   او

          یاوران   خاک   عزا   بر  سر   کنید                   بر منافق  لعن  و بر  کافر  کنید
          گرچه شد صیاد و رفت از پیش ما                   لیک صدها  هست اندر پیش ما



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

      السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل - فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است

عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 46

 

مکّه، غرق آینه باران نور و سرور است. امشب، در این گوشه از خاک که مرکز آسمان و زمین است، چه خبر است؟ آیا درهای بهشت را بر زمین گشوده اند یا آسمان بر خاک نزول کرده است؟ این فرشتگان که با طبق های عقیق و سبزه و آینه در پروازند به تماشای کدام ماه نو به آسمان زمین سرک می کشند؟ امشب در این گوشه از خاک چه خبر است؟ محمّد صلی الله علیه و آله ، آخرین سفیر خداوند در زمین را التهابی عجیب فرا گرفته است؛ التهابی نه از آن دست که در شب حرا داشت، نه آن لرزه ای که از تماشای هیبت حق، در تاروپود جانش افتاده بود؛ التهابی شیرین، التهابی روشن. محمّد صلی الله علیه و آله در انتظار مژده ای آسمانی بود. محمّد صلی الله علیه و آله، کودکی در راه داشت؛ دختری که می آمد تا معنای زن را در گوش مردانگی فروشان تاریخ فریاد کند، دختری که می آمد، تا زن را از عمق گورهای جاهلیت برآورد و بر سریر افراخته عصمت بنشاند، دختری که می آمد تا برای پدرش مادری کند...

هلهله برخاست.

زنان آسمانی برای در آغوش گرفتن دختر نور، بر هم پیشی می گرفتند و محمّد صلی الله علیه و آله از التهاب، تهی شده بود و سرشار از شور و وجدی آسمانی، پیشانی بر آستان شکر می سایید.

فاطمه آمده بود؛ فاطمه آمده بود که تا ابد برای امّت پدرش، مادری کند.

 

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها(
را به همه شیعیان و مادران تبریک و تهنیت میگوئیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

                        اهل آسمان و زمین بنام فاطمه...

       

                خلقت آفرینش بنام فاطمه..


 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

یا سلام و احترام به اطلاع دوستان و زائرین گلزار شهدا میزساند ایستگاه صلواتی رزمندگان گردان انصارالرسول (صلوات الله علیه) پنجشنبه 20/1/1394 از ساعت 9 صبح به یاد شهدای عملیات غرور افرین والفجر یک شهیدان حاج رضا چراغی فرمانده لشکر27محمدرسول الله -حجت الله نیکچه فراهانی فرمانده دلاور گردان انصارالرسول - بهرام تندسته فرمانده گردان عمار - مختار سلیمانی فرمانده گردان میثم - محسن حیات پور فرمانده گردان تخریب - سید رحمت الله میر تقی فرمانده گردان یاسر - حمید اسدی جانشین گردان جعفر طیار و  در خدمت زائرین گلزارشهدا هستیم .

                       شهدا  را یاد  کنید  با  ذکر  صلوات

                     سامانه پییامک     30002121465122

                      ایمیل             ansare27@gmail.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

             رسول اكرم صلى الله علیه و آله :


 كسى كه سه خصلت در او باشد خداوند

 

خیر دنیا و آخرت را براى او فراهم مى كند:

 

خشنودى به مقدّرات، صبر در  بلا و دعا در

 

سختى و راحتى .


                                  بحارالأنوار، ج68، ص156، ح71                      



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

      السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

مدتی بود گردان انصارالرسول  در منطقة مهران و روی ارتفاعات قلاویزان و در خط مقدم حضور داشت. بچه‌ها روزها استراحت می‌کردند و شب‌ها در سنگرهای کمین نگهبانی می‌دادند. ابوالفضل دولابی که از جوانان بشّاش و مهربان و دوست‌داشتنی بسیجی بود، در جمع گروهان ما ولی در سنگر مجاور ما بود. فردی بسیار مقید و با اخلاص بود و هیچ‌گاه از خواندن قرآن و دعاهای گوناگون غافل نمی‌شد و به‌ قول بچه‌های بسیج، نور‌بالا می‌زد.
صبح یکی از روزها، تازه از نگهبانی و کمین آمده و مشغول استراحت بود. ناگهان دشمن شروع به ریختن آتش کرد. خمپاره‌ها از هر سمت در اطراف سنگرها فرود می‌آمدند. ما در سنگر نشسته بودیم که ناگهان خمپاره‌ای زوزه‌کشان در نزدیک سنگر به زمین خورد. ما به سرعت از سنگر خارج شدیم. صدای داد و فریادی از سنگر کناری به‌گوش می‌رسید. یکی از بچه‌های دسته به طرز وحشتناکی از ناحیة پا، دست و صورت زخمی شده بود که حال مساعدی نداشت. خون از همه جای بدن او سرازیر بود. او را از سنگر خارج کردیم. در همین حال دیدم ابوالفضل دولابی نیز از سنگر خارج شد؛ در حالی‌که می‌گفت: «نفسم گرفته.»
بچه‌ها بدن او را وارسی کردند. چند ترکش بسیار ریز به چند جای بدنش اصابت کرده بود. یکی از بچه‌ها به ابوالفضل گفت: «تو هم زخمی شده‌ای؛ ولی تنگی نفست به خاطر کشیدن سیگار است.»
به هر حال، هر دو نفر را با آمبولانس به اورژانس پشت خط فرستادیم؛ در حالی‌که منتظر بازگشت ابوالفضل و شهادت آن برادر دیگر بودیم که به‌شدّت زخمی شده بود.
ساعاتی بعد، وقتی آمبولانس به گروهان بازگشت، خبر اعزام آن برادر به بیمارستان عقبه و شهادت ابوالفضل دولابی را ‌آورد. همه در کمال ناباوری به سخنان او گوش سپرده بودیم. او گفت: «ترکش بسیار ریزی به پُشت ابوالفضل خورده و مستقیماً وارد ریة او شده و آن را سوراخ کرده بود. همین موجب مسدود شدن راه نفس و شهادت او شده بود.»
این‌جا بود که فهمیدیم هر چه خدا خواست، همان می‌شود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

       السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

یا سلام و عرض تبریک در سال 1394 که معطر به یاس فاطمی و همزمان با روز جمهوری اسلامی است .به اطلاع دوستان وزائرین گلزار شهدا میزساند. در سیزدهمین روز از سال جدید ایستگاه صلواتی رزمندگان گردان انصارالرسول (صلوات الله علیه) نبش قطعه 40 پنجشنبه 13/1/1394 از ساعت 9 صبح تا اذان مغرب به یاد شهدای سیزده ساله در هشت سال دفاع مقدس  شهید محمد حسین فهمیده - شهید بهنام محمدی - شهید حیدر شهیدی - محمد حسین ذوالفقاری -شهید علی جرایه - شهید مهرداد عزیزالهی - شهید علیرضا محمودی و ....در خدمت زائرین گلزارشهدا هستیم .

                      شهدا را یاد کنید با ذکر صلوات

                     سامانه پییامک     30002121465122

                      ایمیل             ansare27@gmail.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

      السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

 صبحگاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت الله  است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی كه كنگره های قصر 2500 ساله حكومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حكومت مستضعفین جانشین آن گردید . " پیام حضرت امام خمینی(ره) 12/1/58 روز 12 فروردین 1358، روز اعلام نتایج همه پرسی در مورد نوع حكومت پس از انقلاب اسلامی بود كه طی آن 2/98 درصد مردم ایران به " جمهوری اسلامی " رای آری دادند. مردم ایران اسلامی اگرچه در طول مبارزات انقلابی خود شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی را در سرلوحه شعارهای خود قرار داده بودند و به این ترتیب با فریادهای خود اجماع قاطع خود را در مورد جمهوری اسلامی اعلام كرده بودند اما جهت تثبیت ثمره مبارزات اسلامی خود در روزهای دهم و یازدهم فروردین 58 با حضور در پای صندوقهای رای به حكومت " جمهوری اسلامی " رای قاطعی دادند. پیش از آن برخی گروهها و جریانات سیاسی ناهمسو با جریان عمومی مردم پیشنهادهای مختلفی مانند جمهوری ( بدون قید اسلامی ) و یا جمهوری دمكراتیك و ... جهت نوع و شكل حكومت آینده می دادند. اما حضرت امام خمینی از مردم خواستند كه " رای بدهید به جمهوری اسلامی ، نه یك حرف زیادتر و نه یك حرف كمتر . " به این ترتیب 2/98 مردم با لبیك به ندای رهبر خود حضرت امام خمینی (ره) پایه های نظام اسلامی را تثبیت كردند .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

        السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

دراین لحظات اخرانچه را که درونم نهفته است ازاعماق وجودم برصفحه کاغذ مینویسم بار پروردگارا خودت میدانی که در این دنیای رنگارنگ در این دنیای فریب دهنده و پرتجملات در این دنیایی که هرکس را ممکن است به قهقرا بکشاند و زمین بزند تنها و تنها چشم امیدمان به دستگیری و یاری توست خدایا ایاک نعبدوایاک نستعین بارالها ما را در ازمایش زندگی موفق کن اکنون سخنی با عزیزانی که این شهادت نامه را می خوانند ای کسانی که ارزو میکنیدو میگویید که ای کاش ما هم زمان امام حسین (ع) بودیم و به یاری او می شتافتیم الان موقع رسیدن به ارزویتان شده اگرمرد عمل به حرفتان هستید بسم الله  حسین زمان و فرزند حضرت زهرا (س)  همگان را دعوت به جهاد برعلیه دشمنان اسلام نموده است مبادا در این لحظه حساس امام را تنها بگذارید و با خیالی اسوده سر بر بالین بگذاریدنکند فریب دنیا را بخورید و فکرمال و منال باشید که قافله میرود وشما جا می مانید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی